banner-darbagh
منوی بالا را از قسمت نمایش -> فهرست انتخاب کنید

برداشتی از مستند دوشا شبکه مستند در دارباغ

   دوشاب درمستندی بنام دشا

عصردیروز مستندی به نام دشا ازشبکه مستند پخش شد که متاسفانه من نتوانستم این مستند را ازابتدا ببینم اما آنچه که دیدم رابه زبان قلم آورده ومینویسم .
پیرمردی به همرا چندتن ازافراد خانواده خود برای چیدن اربا به کوه رفت ,که پس بریدن شاخه ها آنها را ازبالای درخت به پایین می انداخت وافرادی که پایین درخت بودن اربا را ازشاخه جدا و دریک محفظه چوبی ویک جای کیسه ای شکل میریختند. بعدازجمع آوری ارباها آن را با خود به خانه بردند وشروع کردن به آماده کردن لوازم مورد نیازبرای درست کردن دوشاب،ابتدا اربا را درداخل لاربزرگی ریختند.وباکمابرسراربا میکوبیدن تا له شود بعد ازله شدن همزمان بالگدزدن باچکمه وریختن خاک سفیدرنگ که گفته شدازخاکستردرخت ارباست این کار را تامدتی انجام دادن تا شخص مجرب در دوشاب  پزی دستوردهد که دیگرنیازی به لگدکردن وریختن خاک نیست. بعدازاین مرحله لار را به صورت شیبدارقرارمیدادن وبا ترکه ای نازک چندسوراخ دراربای کوبیده شده یا له شده ایجاد میکردندکه باعث شود شیره اربا به پایین سرازیرشود و بعد روی لارراپوشاندن که شیره ها کم کم درپایین لار جمع شوند . صبح روزدیگرروی لاررابرداشتند وشیره رادرظرفی دیگرریختند وآب داغ رابروی اربار یختند تا شیره بیشتری به پایین لارسرازیرشود وتمام شیره گرفته شود.بعد ازبرداشت شیره آن را ازصافی رد کردند تا ناخالصی گرفته شودبعدازآن شیره را با استفاده از  آب داغ مخلوط کردند وآن را روی تنورگلی که مخصوص دوشاب پزی است قراردادن و طشت پرازشیره وآب را آنقدر تفت دادند وهم زدند تا بلاخره تبدیل به دوشاب شد.
جالب اینجاست که دراین میان صاحب خانه چند بارافراد حاضردرحیاط خانه اش رابه دستونی زیبامهمان کرد وبعد ازحاصل شدن دوشاب دوفردباهمدیگربصورت شعرجملاتی میگفتند که محتوای کلی آن را فقط بخاطردارم آن بدین صورت بود- که اگردردوشابت موش بیفتد آیا به من میدهی یامیریزی دور که فردمقابل جواب میداد نه نمیدهم -دوباره فردمقابلش باشعری به صورت طنزمیگفت :اگردردوشابت موش بیفتد آیاحاضری بامن تقسیم کنی؟که اینبارجواب طرف مقابلش مثبت بود که یعنی دوشاب راباهم قسمت میکنیم بعد نوبت بچه های کوچک رسیدکه پدربزرگشان بعدازساختن قاشق چوبی برایشان به آنها اجازه دادتا از دوشاب باقی مانده  بخورند،درپایان هم صاحب خانه دوشاب رادرشیشه های کوچکی ریخت وبرای همسایه ها برد.
بعد ازاین ,مستند به سمت دارباغ نشانه رفت وازفعالیت های آقای ولی قنبرزاده تصاویری نشان داد که هرساله درروستای دارباغ یا مناطق دیگرجشنواره برگزارمیکنند ودراین جشنواره ازصنایع دستی وخشک کردن چای بصورت دستی وبازی های بومی محلی و…برای افرادعلاقه مند, روزبیاد ماندنی ای را بوجود آورد.
درپایان اقای ولی قنبرزاده درحال گفتن اهمیت حفظ زبان تالشی بودند که مرا به این واداشت که بگویم :ماکه درشناساندن دوشاب این همه موفق بودیم وتوانسته ایم حتی برای بعضی افرادهم درآمد ایجاد کنیم پس چرادرحفظ وگسترش یاشناساندن زبان تالشی این همه ضعیف بوده ایم وچراوقتی کاربه زبان تالشی واهمیت حفظ آن میرسد ما به مشکل مالی برمیخوریم؟؟!

 

 

         —–فرهاد آبسکون—

درباره نویسنده

وبسایت دارباغ برای شناساندن زیبایی های روستا ساخته شده . شما هم میتونید همکار ما باشید در این سایت . تو بخش نظرات مطرح کنید .

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *